سه شعر از
کی وقت داری به هم برویم؟
1
کاموا
دلم برایت تنگ شده
برای تو
که اینجا کنارم نشسته ای
و می بافی
کاموا
فکر
کاموا
دلم تنگ می شود
کی وقت داری به هم برویم ؟
خواهش می کنم
اگر می شود بافتنی َت را کنار بگذار
می خواهم حرفی بباف اَم
حرفی ببافی اَم .
2
مجسمه
می خواهم مجسمه شوم
همین حالا
با فنجان چای در دست
و شاخه ی شعر برلبانم
ای کاش سنگ می شدم
تا تو بتوانی
بی شرم و قاعده
به من دست بزنی
گردگیری اَم کنی
و ببوسی .
3
پرتاب
انگار زمین از مدارش بیرون رفته
پرت شده اَم به جایی
که نمی دانم
شکل های شلوغ
حرف های نامفهوم
سلام های بیگانه
قرص ها که فایده ای ندارند
تو هم
که نمی بوسی اَم .
0 نظرات:
ارسال يک نظر